سود در فارکس

آموزش مدیریت ریسک و سرمایه

(استاپ لاس – قیمت ورود) / (قیمت ورود – قیمت هدف) = نسبت ریسک به پاداش

مدیریت ریسک و سرمایه در بازار ارز دیجیتال؛ آموزش روش مدیریت سرمایه

آموزش روش های مدیریت ریسک و سرمایه برای ورود به بازار ارز دیجیتال از جمله ضرورت‌های یک ترید با استراتژی موفق است.

ریسک به معنای احتمال رخداد اتفاقات منفی در فعالیت‌های شما و بخشی از ترید و معامله در بازار رمز ارزهاست. ریسک شانس ایجاد یک خروجی نامطلوب در معامله است که ضرردهی را به دنبال دارد. مثلا، ریسک 50 درصدی در یک پوزیشن شورت (فروش) به معنای احتمال 50 درصدی افزایش قیمت بیت کوین و ضرر شماست. بنابراین برای جلوگیری از چنین اتفاقی، باید با انواع ریسک و استراتژی‌های مدیریت آن در بازار ارز دیجیتال آشنا بوده و روش های مدیریت سرمایه را آموزش ببینید.

انواع ریسک در بازار ارز دیجیتال

در تحلیل تکنیکال (Technical Analysis) هدف یافتن بهترین نقاط ورود و خروج در بازار است. اما پیش از سرمایه‌گذاری در بازارهایی مانند ارز دیجیتال که نوسان بسیار بالایی دارند، ابتدا باید با روش‌های مدیریت ریسک و سرمایه آشنا شوید. بنابراین پس از یادگیری نحوه مقابله با ریسک، آموزش تحلیل تکنیکال به شما در انجام یک ترید موفقیت‌آمیز کمک می‌کند.

بازار رمز ارزها در معرض انواع ریسک‌های مالی قرار دارد:

  • ریسک اعتباری (Credit Risk): این نوع ریسک بر پروژه‌های کریپتویی تاثیرگذار است. ریسک اعتباری در واقع احتمال ناکامی تیم توسعه یک پروژه در انجام تعهدات خود در زمان مقرر است. این نوع ریسک بیشتر در سرقت و کلاهبرداری بازار رمز ارزها نمود پیدا می‌کند. یک نمونه خوب در این رابطه، هک صرافی بایننس در سال 2018 بود که به سرقت 40 میلیون دلار انجامید.
  • ریسک حقوقی و قانونی (Legal Risk): ریسک حقوقی به احتمال رخداد یک رویداد منفی در رابطه با قوانین حقوقی و نظارتی اطلاق می‌شود. مثلا، ممنوعیت ترید ارزهای دیجیتال در یک کشور از این نوع است. یک مثال عملی از ریسک حقوقی مربوط به زمانی است که ایالات تگزاس و کارولینای شمالی دستور توقیف و توقف فعالیت صرافی رمز ارزی بیت‌کانکت (Bitconnect) را به جهت شبهات کلاهبرداری بودن آن صادر کردند.
  • ریسک نقدینگی (Liquidity Risk): ریسک نقدینگی در بازار ارز دیجیتال به شانس عدم توانایی یا ناتوانی یک تریدر در تبدیل پوزیشن خود به ارزهای فیات (دلار، ین، پوند، یورو و…) اطلاق می‌شود.
  • ریسک بازار (Market Risk): ریسک بازار به معنای شانس افزایش یا کاهش قیمت یک رمز ارز برخلاف پوزیشن باز شماست.
  • ریسک عملیاتی (Operational Risk): ریسک عملیاتی به احتمالی اطلاق می‌شود که معامله‌گر نتواند ترید، واریز یا برداشت انجام دهد.
  • ریسک امنیتی و فناوری (Technology and Security Risk): بلاک چین پشت رمز ارزها به‌عنوان یک دفترکل توزیع‌شده عمل می‌کند. در شبکه‌هایی مانند بیت کوین که از اثبات کار (PoW) استفاده می‌کنند، مصرف بالای انرژی توسط ماینرها می‌تواند تهدیدی بر پذیرش گسترده آن باشد.
  • ریسک حضانتی (Custody Risk): حضانت رمز ارزها از طریق والت‌های سرد یا گرم انجام می‌شود. با این وجود، امکان هک یا از دست دادن دسترسی به آن‌ها نیز وجود دارد.
  • ریسک صرافی (Exchange Risk): مواردی همچون بسته شدن حساب، قطعی سرور، دستکاری قیمت، سوق قیمت به استاپ لاس و مشکلات اتصال از جمله خطرات مربوط به صرافی‌های ارز دیجیتال هستند.
  • ریسک لوریج (Leverage Risk): لوریج و اهرم ابزاری است که در مقایسه با اندازه حساب، قدرت خرید بیشتری به تریدرها می‌دهد. از لوریج می‌توان برای گرفتن پوزیشن‌های بزرگتر استفاده کرد. این یعنی مثلا در هنگام ترید با لوریج 100 برابر، شما می‌توانید درآمدتان را تا 100 برابر افزایش دهید. اما دقت داشته باشید که ریسک از دست دادن سرمایه نیز به همین اندازه بالاست.

انواع استراتژی های مدیریت ریسک و سرمایه در بازار ارز دیجیتال

به‌عنوان یک قاعده کلی باید بدانید که «هیچ‌گاه نباید بیشتر از آنچه توانش را دارید ریسک کنید». با توجه به جذابیت ترید رمز ارزها، توصیه عمومی این است که بیشتر از 10 درصد از بودجه یا درآمد ماهانه‌تان را در این بازار سرمایه گذاری نکنید. از طرفی، معامله با پول قرضی هم توصیه نمی‌شود. استراتژی‌های مدیریت ریسک و سرمایه در بازار ارز دیجیتال را می‌توان به 4 دسته استفاده از تایم‌فریم‌های مختلف، نسبت ریسک به پاداش (Risk/Reward Ratio)، پوزیشن سایزینگ (Position Sizing) و حدضرر و برداشت سود (Stop Loss and Take Profit) آموزش مدیریت ریسک و سرمایه تقسیم کرد.

استراتژی استفاده از تایم‌ فریم‌های مختلف

از آنجایی که نگاه به یک تایم‌فریم واحد بدون توجه به دید بزرگ‌تری از روند بازار اشتباهی رایج بین تریدرهاست، استفاده از تحلیل تایم‌فریم‌های مختلف به جلوگیری از باریک‌بینی کمک می‌کند. عموما تریدرهای حرفه‌ای زمانی که تحلیل‌شان در ابتدا روی تایم‌فریم‌های بزرگتر متمرکز است، از رویکرد بالا به پایین استفاده کرده و سپس با نگاه به معاملات در تایم‌فریم‌های کوچک‌تر، سیگنال‌های بازار را فیلتر می‌کنند. علاوه بر این، استفاده مناسب از تایم‌فریم‌های مختلف غالبا سناریوهایی با ریسک‌های پایین‌تر نسبت به پاداش بالقوه ایجاد می‌کند. این عامل، مدیریت بهتر ریسک و سرمایه در هنگام ترید ارزهای دیجیتال را به دنبال دارد.

برای مثال، تحلیل چارت 1 ساعته و 4 ساعته قیمت بیت کوین، ورود کم‌ریسکی را ایجاد می‌کند. در زیر، جزئیات این استراتژی را مشاهده می‌کنید:

استراتژی استفاده از تایم فریم های مختلف در مدیریت ریسک و سرمایه

  1. در ابتدا با نگاه به تایم‌فریم 4 ساعته، شاهد کشش قیمت به سمت بالا (10 کندل متوالی) بدون حرکت اصلاحی هستیم. بنابراین بر اساس این کشش، می‌توانیم منتظر یک اصلاح سالم به سمت پایین باشیم. حال می‌توانیم برای ورود کوتاه مدت به دنبال سیگنال‌هایی در چارت ساعتی بگردیم.
  2. در چارت 1 ساعته می‌بینیم که پس از شکست ناموفق خط مشکی، قیمت یک کندل ستاره دنباله‌دار (Shooting Star) را ایجاد کرده است که یک نطقه ورود عالی با توجه به کندل مشابه سقف بالاتر در چارت 4 ساعته است. به نحوه زیرش قیمت پس از تشکیل کندل شوتینگ استار توجه کنید. این اتفاق نتیجه نگاه به تایم‌فریم‌های بزرگتر است.

استراتژی پوزیشن سایزینگ یا مدیریت بر اساس حجم ورود

استراتژی پوزیشن سایزینگ تعداد کوین یا توکن‌های مناسب برای ورود به یک معامله را مشخص می‌کند. احتمال تحقق سود در معاملات رمز ارزها غالبا باعث تحریک تریدرها به سرمایه گذاری 30، 50 یا حتی 100 درصدی در این بازار می‌شود. با این وجود، این کار یک حرکت مختل‌کننده است که شما را در معرض ریسک مالی بالایی قرار می‌دهد. قانون طلایی این است: «همه تخم‌مرغ‌هایتان را در یک سبد نگذارید».

سه راه برای انجام پوزیشن سایزینگ وجود دارد:

  • رویکرد مقدار ورود در برابر مقدار ریسک
  • رویکرد کوسه‌ها و پیراناها
  • رویکرد معیار کِلی

رویکرد مقدار ورود در برابر مقدار ریسک

این رویکرد در استراتژی پوزیشن سایزینگ برای مدیریت ریسک و سرمایه، دو مقدار متفاوت را در نظر می‌گیرد. اولین مقدار شامل پولی است که شما مایل به سرمایه گذاری در هر ترید هستید. به این پول باید به‌عنوان اندازه (Size) هر سفارش جدید صرف‌نظر از نوع آن نگاه کنید. دومین مقدار پولی است که در معرض ریسک قرار دارد. مثلا پولی که قرار است در صورت عدم موفقیت معامله آن را از دست بدهید. با در نظر گیری این دو مقدار، حجم ورود یا همان سایز پوزیشن شما به صورت زیر تعریف می‌شود:

قیمت ورود × ((استاپ لاس – قیمت ورود) / (ریسک در هر ترید × اندازه سرمایه)) = اندازه پوزیشن

برای درک بهتر محاسبه این فرمول مثال زیر را در نظر بگیرید: فرض کنید خواهان خرید بیت کوین با تتر در قیمت هدف 13,000 دلار هستید. پارامترهای فرمول بالا به صورت زیر است:

  • اندازه سرمایه: 5,000 دلار
  • ریسک در هر ترید: 2 درصد
  • قیمت ورود: 11,500
  • استاپ لاس= 10،500

در این صورت حجم ورود ما به این معامله ارز دیجیتال BTC با هدف مدیریت ریسک و سرمایه، به صورت زیر خواهد بود:

1,150 = 11,500 × ((10,500 – 11,500) / (0.02 × 5,000)) = اندازه پوزیشن

پس مقدار پول ایده‌آل برای سرمایه گذاری در این ترید 1,150 دلار یا 23 درصد از سرمایه است. بنابراین به خاطر استاپ لاسی که تعیین کرده‌ایم، تنها 2 درصد از پول‌مان با فعال شدن حد ضرر تعیین‌شده در معرض از دست رفتن قرار می‌گیرد.

رویکرد کوسه‌ها و پیراناها

مفهوم پوزیشن سایزینگ یا تعیین اندازه پوزیشن به متنوع‌سازی سرمایه گذاری‌هایتان نیز مربوط می‌شود. دکتر الکساندر الدر (Alexander Elder) که خالق این مفهوم است، دو قانون را تعیین کرده است:

  • محدود کردن هر پوزیشن به 2 درصد ریسک. آقای الدر ریسک را به گاز کوسه تشبیه کرده است. گاهی اوقات شما مایل به ریسک کردن مقدار بالایی پول هستید، اما ریسک این کار نیز به اندازه گاز کوسه بزرگ و فاجعه‌آمیز خواهد بود.
  • محدود کردن سشن‌های معاملاتی به 6 درصد در هر سشن. در یک موقعیت بازنده، ممکن است ذره ذره تمام سرمایه‌تان را از دست بدهید. آقای الدر این نوع ریسک را به حمله ماهی‌های پیرانا تشبیه کرده است که با گازهای کوچک از قربانی خود آن را ذره ذره از بین می‌برند.

با پیروی از رویکرد کوسه‌ها و پیراناهای آقای الدر، نتیجه این است که شما نباید بیشتر از 3 پوزیشن باز با 2 درصد ریسک، یا 6 پوزیشن با 1 درصد ریسک داشته باشید. این کار به معنای محدود کردن نتایج در ترکیب معکوس است؛ یعنی ضررها در هر ضرر بعدی کوچک‌تر و کوچک‌تر می‌شوند.

رویکرد معیار کِلی (Kelly Criterion)

معیار کِلی فرمولی است که توسط جان لری کلی (John Larry Kelly) در سال 1956 توسعه داده شد. این فرمول یک رویکرد پوزیشن سایزینگ برای مدیریت ریسک و سرمایه در بازار ارز دیجیتال است که درصد سرمایه برای ورود را مشخص می‌کند. این استراتژی برای معاملات بلند مدت مناسب است.

(نسبت سود در تیک پرافیت / درصد موفقیت – 1) – (نسبت ضرر در استاپ لاس / درصد موفقیت) = اندازه پوزیشن

با استفاده از مثال قبل، پارامترهای فرمول به صورت زیر است:

  • اندازه سرمایه: 5,000 دلار
  • مقدار سرمایه‌گذاری‌شده: 1,150 دلار
  • موفقیت: 60 درصد
  • قیمت ورود: 11,500 دلار
  • استاپ لاس: 10,500 دلار
  • نسبت ضرر: 1.1
  • تیک پرافیت: 13,000 دلار

نتیجه استفاده از این فرمول برای اندازه پوزیشن به صورت زیر خواهد بود:

0.19 = (1.13 / (0.06 – 1)) – (1.1 / 0.6) = اندازه پوزیشن

این عدد 0.19 یعنی شما برای کسب بهترین خروجی در مجموعه‌ای از تریدها، نباید بیشتر از 19 درصد کل سرمایه 5,000 دلاری‌تان را ریسک کنید.

استراتژی نسبت ریسک/پاداش در مدیریت ریسک و سرمایه

نسبت ریسک/ریوارد (Risk/Reward Ratio) به مقایسه سطح واقعی ریسک با بازده‌های بالقوه می‌پردازد. در ترید و معامله، هرچه پوزیشن ریسکی‌تر باشد، سود آن نیز بیشتر خواهد بود. درک نحوه کار استراتژی ریسک به پاداش به شما اجازه می‌دهد تا در صورت ضرردهی یک ترید آن را بشناسید. نسبت ریسک/پاداش به صورت زیر محاسبه می‌شود:

(استاپ لاس – قیمت ورود) / (قیمت ورود – قیمت هدف) = نسبت ریسک به پاداش

با توجه به مثال قبل:

  • قیمت ورود: 11,500 دلار
  • استاپ لاس: 10,500 دلار
  • قیمت هدف: 13,000 دلار

در این مثال، نسبت ریسک/پاداش با هدف مدیریت ریسک و سرمایه در ارز دیجیتال بیت کوین به صورت زیر است:

1:1.5 یا 1.5 = (10,500 – 11,500) / (11,500 – 13,000) = نسبت ریسک/پاداش

نسبت 1:1.5 خوب است. توصیه ما به تریدرها این است که با نسبت کمتر از 1:1 معامله نکنند.

استراتژی پوزیشن سایزینگ

استراتژی استاپ لاس و تیک پرافیک

استاپ لاس یا حد ضرر به یک سفارش قابل اجرا اطلاق می‌شود که در هنگام کاهش قیمت به یک محدوده خاص، پوزیشن باز شما را می‌بندد. تیک پرافیت یا برداشت سود نیز یک سفارش قابل اجرا است که با افزایش قیمت به یک سطح خاص، سفارش باز شما را نقد می‌کند. هر دوی این رویکردها از جمله استراتژی‌های مدیریت ریسک هستند. استاپ لاس از شما در برابر معاملات ضررده محافظت کرده و تیک پرافیت باعث خروج شما از بازار در هنگام معکوس شدن روند می‌شود.

شما می‌توانید از برداشت سود و حد ضررهای متحرک (Trailing Stop Loss) که تغییرات نرخ را به صورت خودکار دنبال می‌کنند هم استفاده کنید. البته چنین ویژگی در همه صرافی‌های رمز ارزی در دسترس نیست.

نکات مهم در رابطه با مدیریت ریسک و سرمایه در بازار رمز ارزها

علاوه بر انواع ریسک و استراتژی‌های مدیریت آن، یک سری نکات کاربردی را در این بخش بررسی می‌کنیم که به موفقیت بیشتر شما کمک می‌کند.

  • پذیرش ناکامی و شکست: ریسک بخشی از معامله است. علاوه بر این، ما نمی‌توانیم آن را حذف کنیم، اما امکان مدیریت آن وجود دارد. بنابراین شما باید ضررهایتان را پذیرفته و برای تحقق سود در تریدهای آینده، به تصمیم‌های برنامه محور متکی باشید.
  • در نظر گرفتن کارمزدها: تریدرهای جدید عموما به کارمزد تراکنش‌ها توجهی ندارند. این کارمزدها شامل فی برداشت، لوریج و دیگر کارمزدها هستند. شما باید برای مدیریت ریسک و سرمایه خود به این کارمزدها توجه کنید.
  • تمرکز بر نرخ پیروزی یا وین ریت (Win Rate): ریسک‌ها همیشه آماده دلسرد کردن شما نسبت به معامله هستند. با این وجود، تمرکز بر تعداد دفعاتی که پیروز میدان شده‌اید، به توسعه یک خصیصه مثبت در ترید به شما کمک خواهد کرد.
  • اندازه‌گیری افت سرمایه یا دراودان (Drawdown): افت سرمایه به کل کاهش سرمایه اولیه شما پس از مجموعه‌ای از ضررها اطلاق می‌شود. مثلا، اگر از 5,000 دلار 1,000 دلار ضرر کنید، اندازه افت سرمایه شما 10 درصد خواهد بود. هرچه این افت بیشتر باشد، برای جبران آن به تزریق پول بیشتری نیاز دارید. همانطور که دکتر الدر توصیه کرده بود، به محدوده ریسک 6 درصدی پایبند باشید.

جمع‌بندی

ریسک در بازار رمز ارزها انواع مختلفی دارد و مدیریت آن شانس ایجاد یک خروجی نامطلوب در ترید را کاهش می‌دهد. با استفاده از روش ها و استراتژی های مدیریت ریسک و سرمایه می‌توانیم تهدیدها را به فرصت کسب سود تبدیل کنیم.

کلاس آموزش مدیریت ریسک و سرمایه برای بورس در مشهد

آموزش مدیریت ریسک و سرمایه

بنا به گفته همه بزرگان بازارهای مالی اصول مدیریت ریسک و سرمایه یکی از پایه‌های موفقیت در بازار است. بطوریکه یکی از مهمترین دانش‌ها و مهارت‌های لازم برای دوام در بازار سرمایه و کسب سود مستمر و معقول، دانش مدیریت ریسک و سرمایه است. که پیش از این به روش‌های سنتی و غیر پویا توسط فعالان بازار بکار گرفته می‌شد. و اکنون با همت و تلاش موج برتر، سیستم مدیریت ریسک و سرمایه بر اساس شرایط بازار ایران و به گونه‌ای طراحی شده که برای همگان به صورت سیستماتیک و ساده قابل استفاده باشد. این دوره برای اولین بار در ایران به شکلی 100 درصد کاربردی و موثر ارائه می‌شود.

مشخصات دوره

کد دوره: MSD404M

  • جلسات: 3 جلسه 4 ساعته در سه هفته
  • جلسه 1: شنبه 15 آبان ساعت 17 تا 21
  • جلسه 2: شنبه 22 آبان ساعت 17 تا 21
  • جلسه 3: شنبه 29 آبان ساعت 17 تا 21
  • مدرس: مهندس حسین محمدپور
  • شهریه: 1,340,000 تومان

پذیرش و محل برگزاری

  • سطح دوره: حرفه ای
  • ظرفیت کلاس: 35 نفر
  • مسئول پذیرش: خانم رضیئی
  • همراه: 9159 795 0915
  • محل برگزاری: دفتر ما روی نقشه
  • مشهد، نبش هاشمیه 16، مجتمع کریستال، واحد 202A

توانایی های کسب شده

  • شناسایی انواع ریسک در بورس و مقابله با آن
  • قوانین افزایش و کاهش حجم معاملات
  • جداول ROR و کنترل ریسک ورشکستگی
  • محاسبه حجم با نرم افزار اکسل مدیریت حجم
  • جداول ROI و عملکرد ماهانه معاملات
  • بهینه سازی سبد سهام و استفاده از اعتبار

در این دوره با تکیه بر روانشناسی معامله گر و ایجاد انضباط معاملاتی، به بالاترین سطح توانایی در انجام معاملات دست پیدا می کنید.

مخاطبین دوره آموزش مدیریت ریسک و سرمایه

دوره آموزش مدیریت ریسک و سرمایه در بورس تهران به مباحث تحلیلی وابستگی ندارد. لذا تمامی افرادی که معاملات بورس و فارکس را تجربه نموده‌اند، می‌توانند این دوره را شرکت نمایند. چه آنهایی که با روش‌های تحلیل تکنیکال و یا بنیادی آشنا هستند و چه افرادی که با این روش‌های تحلیلی آشنا نیستند.
اما افرادی که تاکنون معاملات بورسی و یا فارکس را تجربه نکرده‌اند، این دوره برای آنها مناسب نیست و درواقع درک خوبی از مباحث دوره آموزش مدیریت ریسک و سرمایه نخواهند داشت. درنتیجه پیشنهاد می‌شود قبل از شرکت در کلاس آموزش مدیریت ریسک و سرمایه حتما معامله در بازار را تجربه کرده باشید. چراکه درک مطالب برای افرادی که درحال انجام معامله هستند، بسیار عمیق‌تر خواهد بود.

سرفصل مطالب

  • انواع ریسک در بازار سهام و روش‌های مقابله با آن
  • تعیین حدضرر و قوانین مربوط به آن
  • اصول افزایش و کاهش حجم معامله
  • جداول ROR و احتمال ورشکستگی
  • جدول Draw down و اهمیت آن در مدیریت ریسک
  • ریوارد به ریسک و کاربرد آن در مجوز ورود به معامله
  • نحوه ارزیابی دقیق عملکرد معاملاتی در یک دوره
  • افزایش تسلط بر معاملات و ارتقاء سطح روانی معامله‌گر
  • نحوه محاسبه حجم صحیح معامله
  • کارگاه آموزشی شامل:
    - نحوه ترسیم منحنی رشد در بازار سرمایه
    - نحوه تعیین سایز معامله با نرم افزار مدیریت حجم موج برتر
    - چگونگی ثبت معاملات و آنالیز مداوم معاملات

سیستم مدیریت ریسک و سرمایه چگونه کار می کند؟

این سیستم ابتدا عملکرد معاملاتی فرد معامله‌گر را بررسی می‌کند. اطلاعات مهمی از عملکرد معاملاتی استخراج می‌شود. بدین ترتیب میزان توانایی و مهارت‌های معامله‌گر معلوم می‌گردد. همچنین سیستم تحلیلی که معامله‌گر بر اساس آن سیگنال‌های خرید و فروش را دریافت می‌کند مورد سنجش قرار می‌گیرد. هر فرد با آنالیز معاملات شخصی خود، قادر است کیفیت استراتژی معاملاتی و عملکرد معامله‌گری خود را ارزیابی نماید. حال با توجه به نتایج بدست آمده میزان ریسک مجاز محاسبه می‌شود. و در انتها حجم معامله برای هر معامله مستقل از معاملات دیگر محاسبه خواهد شد.
این سیستم قادر است اجازه ورود به معامله را بررسی نماید. و در صورتی که معامله مورد نظر، خارج از اصول از پیش تعیین شده باشد، اجازه ورود به معامله را سلب می‌نماید. همچنین روش‌های درست و اصولی افزایش و یا کاهش حجم معاملات را برنامه‌ریزی می‌کند. در ادامه برای استفاده از لوریج (اعتبار و یا وام) نیز اصولی دارد. این اصول باعث می‌شود معامله‌گر از روی احساسات تصمیم اشتباهی در استفاده از اعتبارات و وام‌ها نگیرد.
در نهایت معامله‌گر بر اساس میزان سرمایه خود و مبتنی بر واقعیت بازار، پلان رشد مورد انتظار خود را طراحی می‌نماید و می‌تواند منحنی رشد واقعی خود را با پلان مذکور مقایسه نماید.
بنابراین سیستم مدیریت ریسک و سرمایه کاملا مبتنی بر عملکرد واقعی معامله‌گر طراحی شده و توانایی و روحیات وی را در نظر می‌گیرد. سپس بصورت کاملا علمی و اصولی، میزان سرمایه درگیر در معاملات را کنترل و مدیریت می‌نماید. در طراحی سیستم سعی شده معامله‌گر با این سیستم دوست شود و آن را مبنای معاملات خود قرار دهد. که بطور محسوسی پس از گذشت چند ماه متوجه رشد روزافزون توان معامله‌گری خود شده و با جدیت بیشتر روش صحیح معاملات را دنبال می‌کند.

با رعایت اصول ساده مدیریت ریسک و سرمایه توسط معامله‌گر، او تنها باید وقت و انرژی خود را صرف ارتقاء استراتژی تحلیلی و مهارت‌های معاملاتی نماید. بدینوسیله در فضایی کم استرس و کاملا آگاهانه قادر خواهد بود بطور مستمر در بازار سرمایه فعالیت نماید و مطابق نقشه‌ای درست و اصولی اهداف اقتصادی خود را دنبال نماید.

چگونگی مدیریت ریسک در بازارهای مالی

risk-management

برای پاسخ به این سوال ابتدا باید بدانیم مدیریت ریسک چیست و به چه معناست؟ به هر عکس‌العملی که در زندگی روزمره در برابر خطرات مختلف داریم، مدیریت ریسک یا risk management گفته می‌شود. با این تعریف مدیریت ریسک صرفا مربوط به بازارهای مالی نیست و در زندگی روزمره دائما در حال مدیریت ریسک هستیم؛ مثلا در رانندگی، شروع کسب و کار یا … . البته ممکن است به مدیریت ریسک خود آگاه نباشیم و ناآگاهانه این کار را انجام دهیم، مثلا فرض کنید با سرعت در حال رانندگی هستید و یک دفعه یک مانع جلوی خود می‌بینید و مسیر را تغییر می‌دهید، اینجا شما با در نظر گرفتن خطراتی که برخورد با مانع برای شما دارد، مدیریت ریسک انجام داده‌اید و شاید این مدیریت ریسک را به صورت ناخودآگاه انجام داده‌اید. اما در بازارهای مالی چنین نیست و مدیریت ریسک در بازارهای مالی به صورت کاملا آگاهانه باید انجام شود.

در اقتصاد همیشه خطرات مالی برای سرمایه ما که ممکن است سهام، املاک، سکه، طلا، رمزارز، پول و … باشد، وجود دارد. به برنامه و چارچوبی به این خطرات را کنترل می‌کند و به این خطرات رسیدگی می‌کند، مدیریت ریسک گفته می‌شود که سرمایه‌گذار یا معامله‌گر از این برنامه استفاده می‌کند تا کمترین خطر متوجه سرمایه‌اش باشد.

خطرات و ریسک‌هایی که در بازارهای مالی وجود دارد متنوع هستند و می‌توان آنها را دسته‌بندی کرد.

در اینجا قصد داریم در مورد پروسه مدیریت ریسک صحبت کنیم به برای معامله‌گران و سرمایه‌گذاران پیشنهادهایی داریم.

چگونه در بازارهای مالی مدیریت ریسک داشته باشیم؟

اغلب گفته می‌شود مدیریت ریسک در بازارهای مالی در پنج مرحله صورت می‌گیرد. این مراحل چه هستند؟

اول؛ تعیین اهداف، دوم؛ تشخیص ریسک‌ها، سوم؛ تخمین ریسک، چهارم؛ تعریف واکنش‌ها، پنجم؛ نظارت.

البته لازم به ذکر است که این مراحل ممکن است با توجه به نوع بازار و شرایط دیگر تغییر کند.

تعیین اهداف

اولین مرحله این است که هدف خود از سرمایه‌گذاری و میزان تحمل ریسک را برای خود مشخص کنید. و این دو عامل به هم وابسته هستند. و تحمل ریسک نیز به شرایط روحی افراد و میزان اهمیت سرمایه آنها بستگی دارد. مثلا اگر سرمایه‌گذار تحمل ریسک بالایی داشته باشد، مطمئنا اهداف بالاتری برای خود تعیین می‌کند نسبت به آموزش مدیریت ریسک و سرمایه کسی که تحمل ریسک ندارد. یا مثلا اگر کسی دارایی اصلی زندگی‌اش مثل خودرو یا خانه‌اش را تبدیل به سرمایه اولیه ورود به بازارهای مالی کرده باشد، کمتر می‌تواند ریسک کند.

تشخیص ریسک‌ها

در دومین قدم باید ریسک‌های ممکن را شناسایی و تعریف کنید. به این معنا که تمام رخدادهایی که ممکن است روی سرمایه ما موثر باشد را پیش‌بینی کنید که این اتفاقات همیشه لزوما اتفاقاتی نیست که مستقیما روی بازارهای مالی تاثیر می‌گذارد، بلکه اتفاقاتی که ممکن است رخ دهد و به صورت غیرمستقیم روی دارایی شما اثرگذار باشد را نیز باید پیش‌بینی کنید؛ مثلا جنگ، یا بروز مشکل در سایت معاملاتی یا مثلا قفل شدن سهم در صف‌ها در بورس تهران، یا اتفاقاتی نظیر این‌ها.

تخمین ریسک‌ها

بعد از اینکه ریسک‌ها را شناسایی و پیش‌بینی کردید، در مرحله بعد باید دامنه، شدت و قدرت ریسک‌ها را تخمین بزنید. ریسک‌هایی را که شناسایی می‌کنید می‌توانید بر اساس میزان تأثیر رتبه‌بندی کنید. مثلا کندی هسته معاملات یا نرم‌افزار معاملات یک کارگزار شاید چند درصد روی قیمت سهم شما مؤثر باشد، و شدت و دامنه آن همین قدر است. اما اگر جنگی رخ دهد، میزان قدرت این خطر خیلی بیشتر است.

تعریف واکنش‌ها

در مرحله چهارم باید پاسخ‌ها و واکنش‌های احتمالی را مشخص کنیم. به این معنا که مشخص کنیم در صورتی که ریسک‌ها و خطراتی که در مراحل قبل پیش‌بینی کردیم، رخ دهد، چه واکنشی باید داشته باشیم. در تعریف واکنش‌ها علاوه بر ریسک‌ها باید سطح اهمیت آنها را نیز در نظر بگیریم.

نظارت

قدم آخر این است که به صورت مداوم روی برنامه‌هایمان نظارت کنیم. باید دائما هشیار باشیم، اطلاعات بیشتر جمع‌آوریم کنیم، بیشتر تحلیل کنیم و در صورت لزوم برنامه خود را در واکنش به اتفاقات تغییر دهیم.

چه چیزی باعث می‌شود یک سیستم معاملاتی ناموفق شود؟

دلایل بسیاری هست که ممکن است سبب این اتفاق شود. از اتفاقات پیش‌بینی نشده گرفته تا واکنش‌های احساسی. مثلا شاید بازار مطابق تحلیل‌ها ما پیش نرود یا از روی احساساتی مثل ترس یا هیجان تصمیم نادرستی بگیریم و در نتیجه اقدام نامناسبی انجام دهیم. و این اقدامات از روی احساس وقتی رخ می‌دهد که سرمایه‌گذار به استراتژی اولیه خودش پایبند نباشد. این تصمیم‌ها معمولا در زمان نزولی شدن بازار و اصلاح قیمت، زیاد رخ می‌دهد.

مدیریت ریسک‌های مالی

هرچند که راه‌های زیادی برای مدیریت ریسک وجود دارد اما چیزی که همه متخصصان روی آن توافق نظر دارند این است که یک برنامه خوب برای مدیریت ریسک به موفقیت معامله‌گران کمک بزرگی می‌کند. تنظیم یک برنامه برای مدیریت ریسک کار سختی هم نیست و ممکن است مانند تعیین حدضرر ساده باشد.

آن سیستم معاملاتی قدرتمندتر است که پاسخ‌ها و واکنش‌های مختلف را در نظر بگیرد. و معامله‌گر باید خودش را برای هر شرایطی آماده کرده باشد. و بهترین حالت آن است که معامله‌گر برنامه مدیریت ریسک و سیستم معاملاتی‌اش را همیشه بررسی و بازبینی کند و در صورت لزوم برنامه را اصلاح کند.

معرفی ریسک‌های آموزش مدیریت ریسک و سرمایه موجود در بازارهای مالی

در اینجا بعضی از ریسک‌هایی که در بازارهای مالی وجود دارد را به شما معرفی کنیم و مسیرهایی را که می‌توانیم این ریسک‌ها را کم کنید، به شما می‌گوییم:

ریسک بازار

این ریسک همیشه وجود دارد و امری طبیعی است ولی شما می‌توانید با تعیین حدضرر این ریسک را به کمترین حد کاهش دهید. مثلا اگر سهمی را به قیمت هزار تومان خرید کردید، ممکن است حدضرر ده درصد برای آن تعیین کنید، پس اگر قیمت سهم به نهصد تومان رسید، باید سهمتان را بفروشید.

ریسک نقد شدن

این ریسک به این معناست که شما وارد بازاری می‌شوید که نقدشوندگی آن پایین است یا ممکن است در معامله‌ای به هدفتان برسید، یا حدضرری که مشخص کرده بودید، فعال شود ولی برای سهم شما خریدار نباشد.

ریسک اعتبار

ریسک اعتبار هم ممکن است ضرر بیشتری به شما تحمیل کند، هم سود بیشتر. اگر ضرر کنید، ضرر بیشتری به سرمایه شما وارد می‌شود و اگر سود کنید، سود بیشتری حاصل می‌شود.

ریسک‌های عملیاتی

با تنوع بخشیدن به سبد دارایی‌تان این ریسک را می‌توانید کاهش دهید و اگر یک پروژه یا شرکت دچار مشکل یا ضرر شود، معامله‌گر تنها قسمتی از سرمایه‌اش را از دست می‌دهد و چون سبد سهام متنوعی دارد، دیگر دارایی‌های سوددهی خواهند داشت.

راه دیگری نیز هست که می‌توانید این ریسک را کاهش دهید، و آن مطالعه در مورد شرکت‌های و پروژه‌هایی است که امکان رخ دادن چنین خطراتی در آنها کمتر است.

ریسک آموزش مدیریت ریسک و سرمایه سیستمی

این ریسک را هم با تنوع بخشیدن به سبد سهامتان می‌توانید کاهش دهید. و پیشنهاد ما به شما این است که از شرکت در گروه‌های مختلف صنعتی سهام خریداری کنید و بهتر است این صنایع خیلی به هم مرتبط نباشند

نکات طلایی مدیریت ریسک و سرمایه گذاری

نکات-طلایی-مدیریت-ریسک-و-سرمایه-گذاری

در دنیای مالی مدیریت ریسک و سرمایه گذاری فرآیند شناسایی ، تجزیه و تحلیل و پذیرش یا کاهش عدم اطمینان در تصمیمات سرمایه گذاری است. به طور کلی ، مدیریت ریسک زمانی اتفاق می افتد که یک سرمایه گذار یا صاحب صندوق سرمایه گذاری ، علت ضرر را با تجزیه و تحلیل پیدا کرده و سپس با توجه به اهداف سرمایه گذاری و تحمل ریسک ، اقدام مناسب را انجام دهد .

ریسک کردن همیشه در بازار های مالی وجود دارد. در هر نوعی از سرمایه گذاری خطراتی وجود دارد که در مورد اوراق بهادار آمریکا نزدیک به صفر در نظر گرفته می شود یا برای مواردی مانند ارزش سهام در بازار های نوظهور یا املاک و مستغلات در بازار های با تورم بالا بسیار زیاد است. ریسک هم از نظر مطلق و هم از نظر نسبی قابل اندازه گیری است. درک جامع ریسک در اشکال مختلف آن می تواند به سرمایه گذاران کمک کند تا فرصت ها ، معاملات و هزینه ها را با رویکرد های مختلف سرمایه گذاری تحلیل کنند .

در ادامه این مقاله به تعریف مفهوم مدیریت ریسک و سرمایه گذاری می پردازیم و آن را در بحث روانشناسی بازار بررسی می کنیم. با ما همراه باشید.

فهرست عناوین مقاله

مدیریت ریسک و سرمایه گذاری چیست؟

درک مدیریت ریسک

مدیریت ریسک در تمام حوزه های مالی رخ می دهد. این اتفاق زمانی می افتد که یک سرمایه گذار اوراق قرضه خزانه داری یک کشور را از طریق اوراق قرضه شرکتی خریداری کند ، یا هنگامی که مدیر صندوق سرمایه گذاری ارز های خود را با مشتقات ارزی هج کردن (hedging) می کند. کارگزاران سهام از ابزار های مالی مانند قرارداد اختیار معامله (Option) و قرارداد های آتی (futures) استفاده می کنند و مدیران مالی نیز از استراتژی هایی مانند متنوع سازی سبد سهام ، تخصیص دارایی و اندازه گیری پوزیشن برای کاهش یا مدیریت ریسک استفاده می کنند.

مدیریت ناکافی ریسک می تواند عواقب بدی را برای شرکت ها ، افراد و اقتصاد به دنبال داشته باشد. به عنوان مثال ، سقوط وام مسکن در سال ۲۰۰۷ که منجر به رکود بزرگی شد ، ناشی از تصمیمات نادرست مدیریت ریسک بود. تصمیمات غلطی مثل وام دهندگانی که وام های رهنی را به افرادی با اعتبار ضعیف اعطا می کردند؛ یا شرکت های سرمایه گذاری که این وام ها را خریداری می کردند و مجدداً می فروختند.

همه ما در انتخاب هدف هیچ مشکلی نداریم، اما انتخاب هدف تنها آغاز راه است و مسیر برای رسیدن به هدف بسیار دشوار در این ویدیو با حضور جناب آقای مهندس صبوری در برنامه لایو استریم به موضوع بسیار مهم مدیریت و هدف گذاری پرداخته ایم تا بتوانیم مسیر را بهتر مدیریت کنیم و از رسیدن به هدف لذت دوچندان ببریم. با ما همراه باشید.

نحوه مدیریت ریسک

معمولا مردم با شنیدن کلمه “ریسک” یاد اصطلاحات منفی می افتند. با این حال ، در دنیای سرمایه گذاری ، ریسک یک عامل ضروری برای یک انتخاب درست به حساب می آید .

تعریف رایج از ریسک در سرمایه گذاری ، عدم حصول نتیجه ی مورد انتظار است . ما می توانیم این عدم حصول را به صورت مطلق یا نسبت به چیز دیگری ، مثل یک معیار بازار بیان کنیم .

ممکن است این عدم حصول مثبت یا منفی باشد ، اما تحلیلگران و سرمایه گذاران معمولاً این عقیده را دارند که چنین انحرافی تا حدی به معنی نتیجه در نظر گرفته شده برای سرمایه گذاری هاست. پس برای اینکه بازدهی بیشتری در معاملات داشته باشیم باید ریسک بیشتری را بپذیریم. یک تئوری دیگر هم هست که می گوید افزایش ریسک به صورت افزایش نوسانات ظاهر می شود. در حالی که معامله گران حرفه ای دائماً راه حل هایی برای کاهش این نوسانات پیدا می کنند.

اینکه یک سرمایه گذار چقدر باید نوسانات را قبول کند ، کاملاً به تحمل فرد در برابر ریسک بستگی دارد یا در مورد یک متخصص سرمایه گذاری بستگی به این موضوع دارد که سرمایه گذاری تا چه حد به اهداف خود رسیده است. یکی از معیار های ریسک مطلق که معمولاً مورد استفاده قرار می گیرد انحراف معیار است. معیار آماری پراکندگی حول یک گرایش مرکزی است. به این صورت که شما به میانگین ​​بازدهی سرمایه گذاری نگاه کرده و سپس میانگین انحراف معیار آن را در همان بازه زمانی می یابید. توزیع های عادی (منحنی زنگوله ای شکل شناخته شده) حکم می کند که بازده مورد انتظار سرمایه گذاری یک انحراف معیار از میانگین ۶۷٪ از زمان و دو انحراف استاندارد از انحراف میانگین ​​۹۵٪ از زمان باشد. این به سرمایه گذاران کمک می کند تا ریسک را به صورت عددی ارزیابی کنند. اگر آن ها بدانند که از نظر مالی و عاطفی می توانند ریسک را تحمل کنند ، پس سرمایه گذاری می کنند.

مدیریت ریسک و سرمایه گذاری در روانشناسی بازار

بازار های مالی رفتاری با نشان دادن عدم تقارن بین دیدگاه افراد نسبت به سود و زیان ، یک عنصر مهم را در معادله ریسک کشف کرده است. گفته می شود که معمولا سرمایه گذاران تقریباً دو برابر بیشتر از احساس خوب سود کردن ، متحمل فشار روانی و استرس می شوند.

معمولا هر آنچه سرمایه گذاران واقعاً می خواهند بدانند این نیست که فقط یک دارایی از نتیجه مورد انتظار خود منحرف می شود ، بلکه این است که چگونه عوامل منفی در پایین سمت چپ منحنی توزیع به وجود می آیند. ریسک (VAR) تلاش می کند پاسخی برای این سوال ارائه دهد. ایده پشت VAR این است که با یک سطح اطمینان مشخص در یک دوره مشخص ، میزان ضرر سرمایه گذاری را به صورت کمّی تعیین کند. به عنوان مثال ، عبارت زیر مثالی از VAR خواهد بود: “با داشتن ۹۵٪ سطح اطمینان ، بیشترین هزینه برای از دست دادن یک سرمایه گذاری ۱۰۰۰ دلاری در یک بازه زمانی دو ساله ۲۰۰ دلار است.” سطح اطمینان یک عبارت احتمالی است که بر اساس مشخصات آماری سرمایه گذاری و شکل منحنی توزیع آن ارئه شده است.

مدیریت ریسک و سرمایه مدرن-روانشناسی بازار معامله گر - سیستم معاملاتی

مدیریت ریسک بتا و غیرفعال

معیار دیگر مدیریت ریسک که به گرایش های رفتاری مرتبط است ، کاهش است که به هر دوره ای گفته می شود که بازده یک دارایی نسبت به قیمت بالای قبلی منفی باشد. در اندازه گیری میزان افت سرمایه ، سه مورد را باید بررسی کرد:

  • بزرگی هر دوره منفی (چقدر بد)
  • مدت زمان هر یک (چه مدت)
  • فرکانس (هر چند وقت یکبار)

به عنوان مثال ، علاوه بر اینکه می خواهیم بدانیم آیا صندوق سرمایه گذاری مشترک شاخص S&P 500 را شکست داده است ، همچنین می خواهیم بدانیم که این ریسک نسبتاً چقدر خطرناک است. یک معیار برای این بتا است که آن را به عنوان “ریسک بازار” می شناسند. بتا بر اساس ویژگی آماری کوواریانس است . بتا بیشتر از ۱ نشانگر ریسک بیشتری نسبت به بازار است و بالعکس.

بتا به ما کمک می کند تا مفاهیم ریسک منفعل و فعال را درک کنیم . نمودار زیر یک سری زمانی بازدهی (هر نقطه داده با برچسب “+” مشخص شده) را برای یک سبد سهام R (p) در مقابل بازدهی بازار R(m) نشان می دهد. بازدهی ها به صورت نقدی تنظیم می شوند ، بنابراین نقطه ای که محور های x و y با هم تلاقی می کنند بازده معادل وجه نقد است. ترسیم یک خط برای بهترین تطبیق از طریق نقاط داده به ما امکان می دهد تا ریسک انفعال (بتا) و ریسک فعال (آلفا) را به صورت کمّی مشخص کنیم.

شیب خط، بتای آن است. به عنوان مثال ، یک گرادیان ۱.۰ نشان می دهد که به ازای هر واحد افزایش بازدهی بازار ، بازدهی سبد سهام هم یک واحد افزایش پیدا می کند. یک مدیر مالی با استفاده از یک استراتژی مدیریت منفعل می تواند تلاش کند تا با پذیرفتن ریسک بیشتر در بازار (به عنوان مثال ، بتا بزرگتر از ۱) بازدهی سبد سهام را افزایش دهد یا با کاهش بتای سبد سهام به زیر یک ، ریسک سبد سهام و بازدهی را کاهش دهد.

مدیریت ریسک آلفا و فعال

اگر سطح ریسک بازار یا سیستماتیک تنها عامل تأثیرگذار باشد ، بازدهی سبد سهام همیشه برابر با بازدهی بازار تنظیم شده بتا است. اگر چنین رخ ندهد، بازدهی به دلیل تعدادی از عوامل غیرمرتبط با ریسک بازار متفاوت است. مدیران سرمایه گذاری که از یک استراتژی فعال پیروی می کنند ، برای رسیدن به بازدهی بیش از عملکرد بازار ، ریسک های دیگری را به عهده می گیرند. استراتژی های فعال شامل تاکتیک هایی هستند که از سهام ، انتخاب بخش یا کشور ، تجزیه و تحلیل بنیادی ، اندازه گیری موقعیت و تحلیل تکنیکال استفاده می کنند. مقاله تحلیل تکنیکال چیست و بررسی تفاوت آن با تحلیل بنیادی، برای اشنایی بیشتر با این تاکتیک ها را مطالعه کنید.

مدیران فعال در جستجوی آلفا ، به دنبال بازدهی بیش از حد هستند. در مثال نمودار ما در بالا ، آلفا مقدار بازدهی سبد سهام است که با بتا توضیح داده نشده است و به عنوان فاصله بین تقاطع محور های x و y و تقاطع محور y نشان داده می شود که می تواند مثبت یا منفی باشد. در تلاش برای بازدهی بیش از حد ، مدیران فعال، سرمایه گذاران را در معرض ریسک آلفا قرار می دهند تا نتیجه شرط بندی های آن ها منفی باشد تا مثبت. به عنوان مثال ، یک مدیر صندوق سرمایه گذاری ممکن است فکر کند که بخش انرژی از شاخص S&P 500 بهتر عمل می کند و وزن سبد سهام را در این بخش افزایش می دهد. اگر تحولات اقتصادی غیرمنتظره باعث کاهش شدید ذخایر انرژی شود ، مدیر احتمالاً عملکرد کمتری خواهد داشت.

هزینه های ریسک

در کل هرچه یک صندوق سرمایه گذاری فعال باشد و مدیران آن بیشتر نشان دهند که قادر به تولید آلفا هستند ، کارمزد بالاتری برای جلب سرمایه گذاران به دلیل قرار گرفتن در معرض استراتژی های آلفای بالاتر ، بیشتر خواهد بود. برای یک وسیله نقلیه کاملاً منفعل مانند صندوق شاخص یا صندوق قابل معامله در بورس (ETF) ، احتمالاً ۱ تا ۱۰ امتیاز پایه (bps) بابت هزینه های مدیریت سالانه پرداخت خواهید کرد ، در حالی که برای صندوق پوشش ریسک با اکتان بالا با استفاده از استراتژی های پیچیده معاملاتی با تعهدات سرمایه ای بالا و هزینه های معامله ، یک سرمایه گذار باید ۲۰۰ امتیاز پایه در هزینه های سالانه بپردازد ، به علاوه ۲۰٪ سود را به مدیر بازگرداند.

تفاوت قیمت گذاری بین استراتژی های غیرفعال و فعال (یا به ترتیب ریسک بتا و ریسک آلفا) بسیاری از سرمایه گذاران را ترغیب می کند تا این ریسک ها را از هم جدا کنند (مثلا برای پرداخت هزینه های کمتر برای ریسک بتای فرض شده و پرداخت هزینه های بیشتر در برابر آلفای مشخص شده) . این ایده به عنوان ‌آلفای پرتابل یا انتقالی (Portable Alpha)‌، شناخته می شود که مولفه آلفای بازدهی کل است و از مولفه بتا جدا عمل می کند.

به عنوان مثال، یک مدیر صندوق سرمایه گذاری ممکن است ادعا کند که یک استراتژی چرخش بخش فعال (active sector rotation strategy) برای شکست دادن شاخص S&P 500 دارد و به عنوان شواهد ، رکورد شکست شاخص با ۱.۵٪ به طور میانگین ​​سالانه را نشان می دهد. از نظر سرمایه گذار ، ۱.۵٪ از سود اضافی ارزش مدیر ، آلفا است و سرمایه گذار حاضر است هزینه های بیشتری را برای بدست آوردن آن پرداخت کند. بقیه بازدهی کل ، یعنی آنچه S&P 500 بدست آورده است ، مسلماً هیچ ارتباطی با توانایی منحصر به فرد مدیر ندارد.

چکیده نکات مهم مدیریت ریسک و سرمایه گذاری

  • مدیریت ریسک فرآیند شناسایی ، تجزیه و تحلیل و پذیرش یا کاهش عدم اطمینان در تصمیمات سرمایه گذاری است.
  • در دنیای سرمایه گذاری، ریسک از بازدهی جدایی ناپذیر است.
  • روش های مختلفی برای تشخیص ریسک وجود دارد. یکی از رایج ترین موارد انحراف معیار است و یک معیار آمار پراکندگی حول یک گرایش مرکزی است.
  • بتا ، همچنین به عنوان ریسک بازار شناخته می شود ، معیاری برای نوسانات یا ریسک سیستماتیک یک سهام منفرد در مقایسه با کل بازار است.
  • آلفا معیاری برای بازدهی اضافی است. مدیران مالی که از استراتژی های فعال برای غلبه بر بازار استفاده می کنند ، در معرض ریسک آلفا قرار دارند.

سخن نهایی

تحقیقات نشان داده که سرمایه گذاری در دراز مدت ریسک را کاهش می دهد زیرا ، حتی اگر قیمت یک دارایی معین در مدت زمان کوتاه افزایش و کاهش یابد ، به طور کلی در بلندمدت هرگونه ضرر و زیان را جبران می کند. سرمایه گذاری یک استراتژی طولانی برای اهداف بلند مدت است (به طور معمول ۵ ، ۱۰ ، ۲۰ سال یا بیشتر)

یک سرمایه گذار هر استراتژی را انتخاب کند ، مدیریت ریسک برای به حداقل رساندن ضرر و زیان یک مسئله بسیار ضروری است.

به یاد داشته باشید: هرچه ضرر و زیان بیشتر می شود ، مبلغی که برای بازدهی کلی و جبران آن ضرر باید به دست آورید نیز بیشتر می شود. برای بهبود ۱۰٪ ضرر، ۱۱٪ سود کافی است. اما برای از بین بردن ضرر ۵۰٪ ،سود صد در صدی لازم است.

اصول مدیریت ریسک در بازار سرمایه + انواع آن

ریسک ؛ کلمه‌ای است که ممکن است شما را به یاد خطر و چالش بیاندازد. به همین دلیل، افراد ترجیح می‌دهند از ریسک کردن دوری کنند و از کارهایی که دارای ریسک بالایی است پرهیز نمایند. اما اینکه افراد فکر می‌کنند ریسک به معنی خطر است، کاملا اشتباه است. زیرا، زمانی که بحث مدیریت ریسک را در نظر بگیریم دیگر نمی‌توان ریسک را معادل خطر دانست. بنابراین می‌توان گفت، در ذات هر فعالیتی ریسک وجود دارد و زندگی روزمره همه افراد دارای ریسک بوده، اما این نکته را فراموش نکنید که با استفاده از مدیریت ریسک می‌توانید از این خطر و چالش در امان باشید و در معرض آن قرار گرفتن را به حداقل برسانید. در این مقاله به مدیریت ریسک در بازارهای مالی پرداخته‌ایم تا بتوانید زمانی که در معرض این ریسک قرار گرفته‌اید، بتوانید ریسک موجود در سرمایه‌گذاری خود را مدیریت کنید. پس، تا پایان این مقاله با ما همراه باشید.

مدیریت ریسک چیست؟

مدیریت ریسک یکی از مهمترین اصول در بازار بورس و سرمایه‌گذاری است. هر چقدر هم که سرمایه داشته باشید برای اینکه بتوانید در بازار بمانید و فعالیت کنید باید بتوانید به طرز صحیح از مدیریت ریسک و مدیریت سرمایه استفاده کنید.

* در صورت تمایل می‌توانید مقاله اصول مدیریت سرمایه در بازارهای مالی را مطالعه نمایید.

شما به عنوان یک کاربر وقتی یک معامله انجام می‌دهید ممکن است 4 حالت به وجود بیاید؛

  1. سود خیلی بزرگ ⇐ 10 تا 60 درصد
  2. سود کم ⇐ 10 تا 15 درصد
  3. ضرر کوچک ⇐ 10 تا 20 درصد
  4. ضرر بزرگ ⇐ 40 تا 50 درصد

اگر بتوانید جلوی حالت چهارم را بگیرید؛ می‌توانید در بورس خیلی موفق باشید.

هدف مدیریت ریسک دقیقاً حذف ضررهای مالی بزرگ است.

فرآیند مدیریت ریسک

فرض کنید بر اساس تحلیلی که انجام می‌دهید خرید انجام داده‌اید؛ اما قبل از اینکه خرید کنید حتما باید حد ضرر را مشخص و مبلغ خرید را محاسبه کنید.

* ضریب ریسک: انتخاب یک عدد بین 1 تا 2

* کل سرمایه: کل پولی که در بورس سرمایه‌گذاری می‌کنید.

* درصد حد ضرر: درصدی که برای جلوگیری از ضرر بیش از حد برای خود تعیین کرده‌اید.

در خصوص ضریب ریسک باید گفت؛ اگر آدم محتاطی هستید و تمایل دارید کمتر ریسک کنید 1 را انتخاب کنید؛ اما اگر آدم ریسک پذیری هستید می‌توانید عدد 2 را انتخاب کنید. همچنین، می‌توانید هر عددی بین 1 تا 2 را نیز انتخاب کنید؛ مثلا 1/5. عددی که انتخاب می‌کنید هر چقدر به 1 نزدیک‌تر باشد، ریسک کمتر؛ و هر چقدر به 2 نزدیک‌تر باشد، ریسک بیشتر می‌شود.

یکی از اصول خیلی مهم مدیریت ریسک و سرمایه می‌گوید:

اگر در یک معامله ضرر کردید، این ضرر باید بین 1 تا 3 درصد از کل مبلغ سرمایه شما باشد. حال این اصل را تبدیل به یک فرمول می‌کنیم؛

* نکته: ضریب ریسکی که انتخاب کرده‌اید باید در همه معاملات همان باشد و با همان ضریب کار کنید.

* با حد ضرر 10 درصد، اجازه دارید 10 میلیون خرید انجام دهید.

* با حد ضرر 20 درصد، اجازه دارید 5 میلیون خرید انجام دهید.

و اما یک فرمول ساده‌تر برای حداکثر مبلغ خرید؛

* بهتر است حد ضرر خود را 10 یا 20 درصد انتخاب کنید؛ زیرا، این حد ضرر یک عدد معقول، منطقی و یک رنج نرمال است تا بتوانید ریسک را بهتر مدیریت کنید.

انواع حد ضرر

  • تعیین حد ضرر بر حسب دامنه نوسانات بازار
  • استفاده گسترده در اکسپرت‌های خودکار
  • تناسب با فازهای مختلف بازار
  • نقطه ضعف، کارکرد ضعیف به هنگام انتشار اخبار و گزارش‌های مهم

انواع ریسک در بازارهای سرمایه

در اینجا، انواع ریسک‌هایی که یک سرمایه‌گذار در خرید سهام شرکت‌ها و سرمایه‌گذاری در بورس با آنها مواجه می‌شود را معرفی و توضیح خواهیم داد؛

ریسک در یک طبقه‌بندی کلی به دو دسته تقسیم می‌شود؛

  1. ریسک قابل اجتناب یا غیر سیستماتیک
  2. ریسک غیرقابل اجتناب یا سیستماتیک

ریسک قابل اجتناب یا غیر سیستماتیک

ریسکی که می‌توانیم با استفاده از برخی روش‌ها از آن اجتناب کنیم؛ ریسک های قابل اجتناب می‌گویند. این ریسک ها اغلب ناشی از خصوصیات خاص شرکت‌ها هستند.

نمونه هایی از ریسک قابل اجتناب

  • مدیریت ضعیف شرکت
  • درست عمل نکردن سهامداران شرکت
  • عدم موفقیت در رقابت با سایر رقبا
  • قدیمی شدن محصولات تولیدی شرکت
  • و .

که هر کدام از این نمونه‌ها باعث می‌شود، مشتریان شرکت به تدریج کم و فروش آن کاهش پیدا کند.این ریسک ها منشأ درونی دارند و علت بروز آن، به داخل شرکت مربوط می‌شود. با توجه به اینکه این نوع ریسک را می‌توانیم با به کارگیری برخی روش‌های محاسبه به حداقل ممکن برسانیم، از آن به عنوان ریسک قابل اجتناب یاد می‌شود.

ریسک غیر قابل اجتناب یا سیستماتیک

کنترل این نوع ریسک در اختیار سرمایه‌گذار نیست. به این گروه از ریسک ها، ریسک غیر قابل اجتناب یا سیستماتیک می‌گویند. مواردی مثل تغییر نرخ تورم، سیاست‌های کلان اقتصادی، شرایط سیاسی و . مواردی هستند که کنترل آنها از اختیار شرکت خارج می‌کند.
برای مثال؛ تغییر در سیاست‌های کلان اقتصادی و افزایش یا کاهش نرخ ارز و یا نرخ تورم می‌تواند به طور مستقیم در وضعیت درآمد-سود و میزان سودآوری شرکت‌ها تاثیر بگذارد و طبیعتاً ارزش سهام آنها را تحت تاثیر قرار دهد. اینگونه ریسک ها را ریسک های سیستماتیک یا غیر قابل اجتناب می‌گویند، زیرا کنترل آنها از اختیار سرمایه‌گذار خارج است.

و اما چگونه می‌توانیم ریسک قابل اجتناب را به حداقل ممکن رساند؟

به این ضرب‌المثل دقت کنید؛

همه تخم‌مرغ‌ها را در یک سبد قرار ندهید، اگر از شما بپرسند منطق این ضرب‌المثل چیست؟ همه شما می‌گویید که ریسک آن کاهش پیدا می‌کند. چون اگر یکی از سبدهای تخم‌مرغ به زمین بیافتد و تخم‌مرغ‌های آن بشکند سبدها و تخم‌مرغ‌های دیگر همچنان سالم می‌مانند. در مباحث مرتبط با بورس هم تئوری بسیار معروفی به نام تئوری سبد وجود دارد که بر پایه همین ضرب‌المثل تشکیل شده است. بر اساس این تئوری، سرمایه‌گذار می‌تواند با متنوع کردن سبد سرمایه‌گذاری خود و انتخاب دارایی‌های بسیار متنوع به جای چند دارایی محدود ریسک های قابل اجتناب را در سرمایه‌گذاری خود به حداقل ممکن برساند. بنابراین، هر اندازه سبد سرمایه‌گذاری متنوع‌تر باشد؛ ریسک سرمایه‌گذاری هم کمتر می‌شود. بر پایه تئوری سبد، متخصصان بازار سرمایه توصیه می‌کنند؛ به جای اینکه فرد یک یا چند سهم از شرکت‌های محدودی را خریداری کند، سهام شرکت‌های متنوع از صنایع مختلف را خریداری نماید و حتی در سبد سرمایه‌گذاری خودش اوراق بهادار بدون ریسک مثل اوراق مشارکت و دیگر موارد را هم داشته باشد. مجدداً این نکته را یادآوری کنیم که، با متنوع‌سازی سبد سرمایه‌گذاری تنها می‌توانید حذف ریسک های قابل اجتناب یا غیرسیستماتیک را به حداقل برسانید و حذف ریسک های غیرقابل اجتناب یا سیستماتیک از کنترل یا اختیار سرمایه‌گذار خارج است. البته، با حذف یا کاهش ریسک های قابل اجتناب عملاً بخش عمده‌ای از ریسک هایی که سرمایه‌گذار با آنها مواجه است، کاهش پیدا می‌کند.

مدیریت ریسک در بازارهای مالی

یکی از مهمترین مواردی که یک سرمایه‌گذار نیاز دارد در طول معاملات به آن دقت زیادی کند، مدیریت ریسک می‌باشد. این مورد یکی از مهمترین موارد در تصمیم‌گیری‌های معاملاتی می‌باشد. مانند پدال گاز در ماشین است که استفاده نابجا از آن می‌تواند باعث از بین رفتن قسمت یا تمامی سرمایه شود. مدیریت، میزان ریسک یا درگیر کردن درصدی از حساب در یک معامله است که با شناخت از استراتژی و میزان تاییدات انجام می‌شود.
به عنوان مثال؛ شما همیشه نمی‌توانید با سرعت 100 کیلومتر در ساعت رانندگی کنید، ممکن است در یک کوچه با 10 کیلومتر، در یک جاده لغزنده 15 کیلومتر و در یک اتوبان اگر شرایط مساعد باشد می‌توانید با 100 یا 120 کیلومتر اقدام به رانندگی کنید. پس اینکه شما چه جایی پدال گاز را فشار بیشتری دهید تا بتوانید سریع‌تر به مقصد برسید به مدیریت ریسک شما با توجه به خیابان، اتوبان و یا لغزندگی جاده و سایر عوامل در آن بستگی دارد.

در بازارهای مالی نیز به همین گونه است.
به عنوان مثال؛ شما می‌توانید نسبت به شرایط بازار و انتخاب ضریب ریسک خود یک معامله خوب و پر سود انجام دهید. همه اینها بستگی به صبر در معاملات با استراتژی‌های کارآمد و تاییدات بالاتر، شرایط بازار و بازدهی آن و البته نوع مدیریت ریسک شما دارد. افرادی که عادت دارند، صبر کنند تا معاملات با شرایط خوب و تاییدات خوب به وجود بیاید؛ معاملات کمتر ولی سود‌ده‌تری انجام داده و قاعدتاً نتایج بهتری را خواهند دید و راحت‌تر معاملات خود را انجام می‌دهند.

هیچ چیز برای سرمایه گذار نباید مهمتر از توانایی خوابیدن آسوده در شب باشد.

نتیجه بحث

احتمال انحراف بازده واقعی سرمایه‌گذاری از بازده پیش‌بینی شده آن، ریسک گفته می‌شود. ریسک همچنین، شامل احتمال از دست رفتن همه یا بخشی از اصل سرمایه‌گذاری نیز می‌شود. برای سنجش ریسک سرمایه‌گذاری معیارهای متفاوتی وجود دارد. یکی از مهمترین معیارهای این سنجش، انحراف معیار بازده تاریخی یا میانگین یک سرمایه‌گذاری است.
مدیریت ریسک ؛ جلوگیری از ضررهای بزرگ، انتخاب حد ضرر برای خریدهای خود، به دست آوردن حداکثر مبلغ خرید در هر معامله از طریق فرمول گفته شده می‌باشد. سرمایه‌گذاران همیشه باید در ذهن داشته باشند که مهمترین معیار این نیست که چقدر بازدهی به دست آورده‌اند بلکه بازدهی در مقابل ریسک متحمل شده مهم است.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا